همه فکرم پیش اینه که امروز چن نفر کشته میشن چند نفرو میگیرن.دائم نگرانم.
خدایا کمکمون کن.خدایا ما جز تو کسی رو نداریم دستمونو بگیر
دلم میخواست تو این روزا تو این اشوبا حتی اگه نمیتونستی کنارم باشی با یه تلفن نشون میدادی که حالم واست مهمه!دلم میخواست بهم بگی نرو خطرناکه بهم بگی اگه رفتی خیلی مواظب باش خبر برگشتنتو بهم بده دلم میخواست همون قدر که دل من برات شور میزنه دل توام برام شور بزنه دلم میخواست دوسم داشته باشی.
فکر کن که چند ساعت میشینم فکر میکنم که وقتی دیدمت اینا رو بهت بگم و اینا بعد پدر تورو خودمو درمیارم که حتما زود ببینمت حرفامو بگم بعد که میبینمت اون چهره معصومت پاکیه روحت که تو جنس صدات موج میزنه. این حس من .همه حرفامو از یادم میبیره یادم میره که ازت شاکی بودم یادم میره که واسه دعوا اومدم یادم میره همه چیزای بد دنیا. یه وقتا فکر میکنم شاید حق با تو باشه شاید قرص فراموشی باشی اما واسه همه چیزای بدی که منو اذیت میکنن. میفهمم شرایطتو به خدا میفهمم پس توام بفهم که هرکس دیگه ام جای من بود شاید نمیتونست اونقد که باید شاد باشه.منم دیگه وا دادم خودم میدونم اما خوب میشم خب؟ بهت قول میدم.خوب میشم چون میدونم از ناراحتیه من ناراحت میشی و دلم نمیخواد اینطور باشه.
خوشجالم که کنارمی و ازت ممنوم
اشاره کن که بشکفم حتی در این یخ بستگی
در این ترانه شوزیو در این غزل شکستی
طلوع کن طلوع کن در این ستاره مردگی
تولدت مبارک عسل بانوی من. نمیدونم دیگه چی میشه گفت. با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد.


