در کوی نیک نامان مارا گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را.
گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را.
تمام لحظه ها جدیدا از خودم عقم میگیره.
چرا همه چی منو یاد تو میندازه؟!
دلم می خواد فکر کنم توام مث من بی تابی. میخوام فکر کنم به همین زودیا برمیگردی.
چیکار کنم؟ دستای هیچکس دیگه تو دستام چفت نمیشه.
شاید پاییز شاید پاییز امسال عین پارسال باشه.
شاید برگردی
شاید یه شب زیر بارون دوباره باهم بدویم.
شاید بفهمی که
که هنوزم دوسم داری.
چرا همه چی منو یاد تو میندازه؟!
دلم می خواد فکر کنم توام مث من بی تابی. میخوام فکر کنم به همین زودیا برمیگردی.
چیکار کنم؟ دستای هیچکس دیگه تو دستام چفت نمیشه.
شاید پاییز شاید پاییز امسال عین پارسال باشه.
شاید برگردی
شاید یه شب زیر بارون دوباره باهم بدویم.
شاید بفهمی که
که هنوزم دوسم داری.
به خودم میگم مگه تو نبودی که همش میگفتی اومدنی رفتنیه. مگه اینهمه وقت اماده نبودی که بره مگه منتظر نبودی مگه واست چیکار میکرد چرا باید مهم باشه چرا بهش فکر میکنی به خودم میگم دیگه سعی میکنم که به حرفات گوش بدم بهش فکر نکنم به خودم میگم که دیگه کشش نده به خودم میگم هرچیزی یه اخریه داره اینم اخره قصه ما.
بعد از 3 شب بلاخره خوابم میبره. تو خوابم تویی میای بغلم میکنی مثه یه شوک تو خواب یادم میاد اون حسه رو که باهات داشتم یادم میاد اون حباب خوشحالی که اروم اروم به جا اینکه بزرگ شه اب رفت یادم میاد دستامو که میگرفتی دنیا میشد ما دو تا.. ک س خواهر همه بدبختیا.
از خواب که بیدار میشم مث پاندول ساعت شدم میدونی اینکه با اینهمه بدبختی این چیزا رو فراموش کنی و بعد اینجوری یادت بیا خیلی زور داره.
به خودم میگم این اتفاق که بالاخره میافتاد هرچی زودتر بهتر اصلا ارزش فکر کردنم نداره سعی میکنم صدای خنده خودمو نشنوم که حرفامو مسخره میکنه.
برگرد بهت احتیاج دارم میدونی به تو نه به اون تیکه ای از من که با تو رفته احتیاج دارم ببین ببین دارم اروم اروم خفه میشم این دستا رو از دور گلوم باز کن.....
بعد از 3 شب بلاخره خوابم میبره. تو خوابم تویی میای بغلم میکنی مثه یه شوک تو خواب یادم میاد اون حسه رو که باهات داشتم یادم میاد اون حباب خوشحالی که اروم اروم به جا اینکه بزرگ شه اب رفت یادم میاد دستامو که میگرفتی دنیا میشد ما دو تا.. ک س خواهر همه بدبختیا.
از خواب که بیدار میشم مث پاندول ساعت شدم میدونی اینکه با اینهمه بدبختی این چیزا رو فراموش کنی و بعد اینجوری یادت بیا خیلی زور داره.
به خودم میگم این اتفاق که بالاخره میافتاد هرچی زودتر بهتر اصلا ارزش فکر کردنم نداره سعی میکنم صدای خنده خودمو نشنوم که حرفامو مسخره میکنه.
برگرد بهت احتیاج دارم میدونی به تو نه به اون تیکه ای از من که با تو رفته احتیاج دارم ببین ببین دارم اروم اروم خفه میشم این دستا رو از دور گلوم باز کن.....
hese mozakhrafe vabastegi
fek kon yadet bere ke adam chejori tanh mishe
badesh fek kon ke yeho tanha bashi
hala fek kon vasate in kabosi ke mibini ke chang bendaze be dastat bege ke bi to onam tanha mishe
hala fek kon ke hamon yekio hata yadet nayad ki bode
badesh behem begoo chera faleseye jahanam ta behesht chand ghadam bishtar nist
fek kon yadet bere ke adam chejori tanh mishe
badesh fek kon ke yeho tanha bashi
hala fek kon vasate in kabosi ke mibini ke chang bendaze be dastat bege ke bi to onam tanha mishe
hala fek kon ke hamon yekio hata yadet nayad ki bode
badesh behem begoo chera faleseye jahanam ta behesht chand ghadam bishtar nist


