تبليغاتX
کاملا شخصی

می خوام اینو بدونی دله من مرده دیگه
توی سینه زدنو از یادش برده دیگه
دیگه اونروزا گذشت تموم خاطره ها
دست سنگین سکوت پل سرد بین ما
منو تو تنهای تنها واسه یه امروز و فردا
یه قصر کاغذی ساختیم تموم هستی رو باختیم



پ.ن:دوتا امتحان داشتم. فکر کنم جفتشم پاسه. گفتم که عذاب وجدان نداشته باشی.

+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


میگم حالا چرا اینجوری حیف شد که
مهم نیست ما به هم نمیخوردیم از اولم. کار درست این بود
اهان اگه اینجوری فکر میکنی که خوبه
اره دقیقا حالا راحت شدم من واسه یه زندگی اروم با یه نفر ساخته نشدم.
خب پس الان باید خوشحال باشی.
اره خوشحال و ازاد.

لبخند میزنم. من باید خوب باشم باید خوشحال باشم. به درک که به همه دروغ میگم. به درک که تو خودم هزار تیکه شدم. مهم نیست که با نبودنت گم شدم. میدونی همه چی معنیشو برام از دست داده. یه ماشین کوکی.
با خودم فکر میکنم کاش پیدات نمی شد گاش میذاشتی فکر کنم زندگی همینه که ادم همیشه تنها باشه کاش میذاشتی گم بشم تو اون ادما.
من باید قوی باشم. به خودم میگم باید قوی باشم اگرچه دلیلی براش نیست. الان نه فردا این اتفاق باید می افتاد. خندم میگیره من از روز اول میدونستم همچین چیزی پیش میاد فقط فکر نمی کردم اینقدر وابسته بشم به تو.
چند روز پیش رفته بودم توچال. با یکی دیگه. مهم نیست باور کنی یا نه حتی اگه اینو نخونی بازم مهم نیست. اما از ماشین که پیاده شدم تا ایستگاه اول اشکام وای نمیستاد خودمو میدیدم و تورو که میریم بالا که میدویم پایین. یه صدا. دوتا دست. بعد نتونستم. دیگه نتونستم برگشتم پایین. تنهایی. بدون اون یکیه دیگه.
گاهی پیش میاد که یه نفر روحتو لمس میکنه. جای انگشتاش مثه وقتی که تو خامه انگشت بزنی سوراخ میشه. برا پر کردن اون سوراخ فقط دستای اون کمکت میکنه و اون دستاشو پشتش قایم میکنه.
نمیتونم. نمیتونم خودمو بین این ادما گم کنم نمیتونم نمیتونم خودمو بین اینا پیدا کنم. دلتنگی نیست نمیدونم اسمش چیه. شت.. صداتو میشنوم که صدام میکنی بعد برمیگردم میبینم کسی نیست.
تو پارک فکر کردم دیدمت دویدم دنبالت بعد گم شدی من دویدم و تو تندتر دویدی و رفتی .
تمام اون خیابونا رو دنبالت گشتم. یه روزی پیدا میشی. پیدا میشی مگه نه؟ یه روزی وصتی صدام میکنی برمی گردم و میبینم هستی . شاید اینجا نه اما اونور اونور میشه. چون خدا مهربونه. چون منو خیلی دوست داره و چون راضی نیست که من اینقدر عذاب بکشم
+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


یه حسه خاصیه.
فکر کن از وقتی که یادت میاد هروقت خواستی زمین بخوری یه ادمی بوده که دستتو گرفته. بعد دفعه بعد دوباره بازم سروقت پیداش شده. اسمه اینو چی میشه گذاشت؟
+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


malome kodom nina zoresh bayad bishtar bashe.
+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


میدونم مهم نیست دیگه اما لبام ماله تو میمونه.
من منتظرم برگردی.
حرفات یادم هست. که به هیچ وجه نمیای.که منتظر نباشم. که عذابت دادم
همش به خودم میگم نینا تو که میدونی حالش خوب نیست تقصیره تواه که سر به سر میذاری باهاش.
حالم از خودم بهم میخوره. بدون تو حوصله پیاده رویم ندارم. میدونی من ازت ناراحت نیستم.چیزی بهم بدهکار نیستی
یه نفر پیدا شد که حرفای یه دیوونه رو فهمید ولی دیوونهه انقدر دیوونه بود که اونم دیوونه کرد.
خندم میگیره.
همه میگن اینو خودت خواستی.
من اینو نخواستم اما.
میدونی وقتی مزه بهشت رو بچشی پارک برات جذابیت نداره. واسه همینه که من نمیتونم با کسه دیگه باشم.
واسه همینه که..
واسه حسی که داشتم وقتی کنارت بودم.
واسه خنده هام که واقعی بود.
واسه بودنم که واقعی بود.
واسه این که بودم.
واسه این که واقعی بودی.
واسه این که نرفتی بعد از 3ماه تلاشه من.
واسه اینکه هنوز با همه این حرفا دوست دارم.
واسه این که بعد از اینهمه سال دست به دامن خدا شدم دوباره.
بهت احتیاج دارم تا زندگی کنم.
خودتو از من دریغ نکن.
کفتم فراموش میکنم که اروم شی.
گفتم که عذاب وجدان نگیری که وسط امتحاناست.
واسه این که با تو بودن ،دستات،بغلت ارامشه من بود.
تنها ارامشی که داشتم تو همه ی این 20سال.
برگرد.
من منتظرم بیای.
که یه روز چشامو وا کنم ببینم گفتی میخوای برگردی.
تا اونروز دلم میخواد چشام بسته بمونه.
+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


فکر میکردم تموم شده.
فکر میکردم که دیگه دوست ندارم.
همه اینروزا فکر میکردم چجوری بهم بزنیم.
فکر میکردم چی بگم که چجوری بگم.
اما وقتی گفتی تمومه یهو یه چیزی تو قلبم ریخت پایین.
نمیدونم
تازه فهمیدم که دوست دارم.
تازه یادم اومد انگار که دوست دارم.
من دیوونه ام؟
شاید باشم نمیدونم اما گاهی برا ادم شک لازمه.
یادم میاد که تو صدام کردی.
یادم اومد که اونی که باهاش تو بهشت بودم تو بودی.
یادم اومد ارامشم با تو بود.
به درک
بقیه چیزا به درک
تو دوسم داری. منم دوست دارم. حالا دیگه درست میشه.

+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


-دوتا چشم خمار مشکی. من باور نمیکنم دیگه این دنیا رو نبینه.
-خودمو یادم میاد. تو تو بغلم زار میزنی. میام دروغ گفتم به خدا. گریه نکن مرد که گریه نمیکنه. عزیزم عزیز دلم مگه من میتونم از چشمای تو دور بمونم.
-کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری.دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری....
-بهت نگفتم دختره خراب ه؟ بهت نگفتم بیخیالش شو؟ تقصیر منه. منه خودخواه عوضی. میدونی باورش سخته که چشات دیگه هیچ دختری رو اسیر خودش نکنه.
-مامانم یادت میاد؟ یادت میاد نذاشت بیای؟ شاید اگه اونموقع اومده بودی الان هردومون زنده بودیم.
-به کی بگم که بفهمه؟ به کی بگم که بدونه؟ کی پا به پام میاد تا اونجا؟ کی برام کی اشکاتو پاک میکنه میخونه؟ کی برام وسط خیابون باعشق من میرقصه؟
- دعا میکنم مادرت دروغ گفته باشه. جرات ندارم بیام جلو در خونه.
-اگه من واست مهم بودم که سر وقتی که گفتی میومدی.
-نه نمیام. کار پیش اومد؟ به درک به کارت برس.
-مامان میذاری برم؟ با دوستام خیلی خوش میگذره
-مامان چرا نمیدونی که دیگه هیچ اتفاقی دختر کوچولوتو ازرده نمیکنه؟
-ادایی میای اینجا؟چرا دیکه درسات واست از من مهمترن؟
-دلم می خواد یهو سرمو که میذارم رو بالش بعد 4ساعت که به زور خوابم میبره اون خواب بیداری نداشته باشه.
-خدایا تو که هستی. بذار همه نباشن تو که گوش میکنی. بذار کسی بغلم نکنه. تو که قول دادی بغلم کنی.
-اینروزا روزای رفتنه. روزای نموندن اما اینا نمیذارن. دلم یه جاده میخواد که صاف برم و اینا میترسن گرگه منو بخوره.
میدونی دلم واسه گرگه میسوزه. چیزی از من نمونده که سهم اون بشه.
-اینروزا دو تا چیز واقعیه.بقیه دوره اونه. صدای ابی. و خیسیه چشام.
-چشم سیاه ابرو سیاه من رفتنت تو بغل خدا مبارکه. بلاخره اروم شدی. بلاخره تو بغل یکی اروم گرفتی.
-ای نمیدونی چمه! همه ی اونروزا. اولین نفر همیشه فرق داره. همیشه فرق داره
-دارم دیوونه میشم. هیچکسم ندارم که گوش کنه. خدایا چرا منم نمیبری پیش خودت؟ منم ارامش میخوام.
-خدایا چرا سهم من اینه؟ همش گم شدن همش ستاره مردگی.
-یه روز اومدم که دیر بود.

+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


تنها ماندم.
تنها رفتی.
+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


می دونی تنها دلیل من واسه اینکه امشب از اون بالا نپریدم پایین چی بود؟ وقتی پای چپمم گذاشتم رو لبه ترسیدم.
این ترس لعنتی.
من عاشق سقوط کردنم. عاشق مردنم و از ترس متنفرم.اما از مردن و سقوط کردن می ترسم. می دونم این انتقامیه که ترس برای نفرتی که ازش دارم از من میگیره.

+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


گیلاسا گوش به زنگن
تو نیستی تا ببینی
یه صندلی خالی
تو نیستی تا بشینی
دوباره چشم به راهم
تشنه تر از همیشه
این دله مست زخمی
از تو جدا نمیشه
چشمام از نگاه نا محرم پره داره گیج میره سرم زمین سره رسیدم اخر بطریو هنوز بی تو بودن خارج از تصوره.
قطره به قطره بازم
پر میشم از خیالت
بازم منو قایم کن
تو پیچ و تاب شالت
تو خلسه خاطرات
یه جای دنج و نابه
تو پیشمی همیشه
اما اینا یه خوابه
+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


تو را از شب جدا کردم
تو را از قصه اوردم
نمی شد با تو بد باشم
نمی شد از تو برگردم


تولدت مبارک عسل بانو.:X
از خدا متشکرم که 18 سال پیش 7 خرداد ارزوی منو بر اورده کرد.





+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |


روزای تخمی تخیلی. هیچکی منو دوس نداره.
نه مامانم
نه بابام
نه داداشم
نه ابجیام
نه ادا
نه حامد
نه محمد
نه دوستام.

بسه دیگه دارم دیوونه میشم.

یکی میدونه چجوری میشه خودکشی کرد بدون اینکه خدا رو رنجوند؟!
+ نوشته شده در ساعت توسط بانی |